![]() |
![]() |
|
|
پنهان نمی کنم حالم خرابه زندگیم مثل قایقی رو آبه پشت سرم پلها همه شکسته مقابلم هر چه که هست سرابه سالهای ساله که در انتظارم دنبال راهی برای فرارم فرار از این هوای بی تنفس از روزگار بی گل و بهارم عمرو جوونیم به درنگی گذشت رفتنی یام رفت و دیگه بر نگشت حتی زمین به دور خورشید و ماه مثل گذشته ای که می گشت ، نگشت قسمتم این بود که جوونی کنم پشت به خدای مهربونی کنم دل به دل دشمن جونم بدم احساس شرم و پشیمونی کنم باور نداشتم بی کس و کار بشم در چشم عالمی مثه خار بشم از خواب غفلتی که روزی رفتم خدا کنه دوباره بیدار بشم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/04/11ساعت 9:39 بعد از ظهر توسط گل گریه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|