![]() |
![]() |
|
|
. .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/01/05ساعت 9:6 بعد از ظهر توسط گل گریه |
|
خوش به حال روزگار خوش به حال غنچه های نیمه باز بوی سبزه ، بوی باران ، بوی خاک شاخه های شسته ، باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید ، برگهای سبز بید عطر نرگس ، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوتر های مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال آفتاب ای دل من گر چه در این روزگار جامه رنگین نمی پوشم به کام باده رنگین نمی نوشم به کام نقل و سبزه در میان صخره نیست جامت از آن می که می باید تهی است ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکوبی شیشه غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ خوش به حال روزگار خوش به حال روزگار
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/01/04ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط گل گریه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|