تبليغاتX
اگر که قابل بدونید خونه دل جای شماست JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes

 

در حسرت تو مریم گریان و عاشقانه
رفتم به عمق رویا تنها و کودکانه
دیدم نشسته ای تو تنها درون یک باغ
از شوق دیدن تو سر تا به پا ترانه
چشمان نافذت را بر چشم من گشودی
دیدم تمام عشقت در چشم خالصانه
آغوش مهربانت یک دم مرا به خود خواند
گویا تو نور عشقی من سوی تو روانه
گفتم برای نازت آن چشم پر نیازت
شعری به رنگ رویا یک شعر جاودانه
با گوش و دل شنیدی این شعر آسمانی
گفتی بخوان عزیزم باز هم تو یک ترانه
گفتم که باش با من گفتی به بحر چشمم
گفتم که بحر چشمت بحریست بی کرانه
گفتی کرانه دارد گفتم کجا تو گفتی
در قلب تو عزیزم فصل بهار و دانه.

مریم مگو که وصلت یک خواب بود و رویا
مریم مکن تو پرواز از قلب این فسانه
یا رب امید هرکس تنها تو هستی و بس
او را مبر ز پیشم ای بانیه زمانه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/16ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط گل گریه | 

 

 

چون بوم بر خرابه دنيا نشسته ايم

اهل زمانه را به تماشا نشسته ايم


بر اين سراي ماتم و در اين ديار رنج

بيخود اميد بسته و بيجا نشسته ايم


 ما را غم خزان و نشاط بهار نيست

آسوده همچو خار به صحرا نشسته ايم


گر دست ما ز دامن مقصد كوته است

از پا فتاده ايم نه از پا نشسته ايم


تا هيچ منتظر نگذاريم مرگ را

ما رخت خويش بسته مهيا نشسته ايم


يكدم ز موج حادثه ايمن نبوده ايم

 چون ساحليم و بر لب دريا نشسته ايم


از عمر جز ملال نديدم و همچنان

چشم اميد بسته به فردا نشسته ايم


آتش به جان و خنده به لب در بساط دهر

چون شمع نيم مرده چه زيبا نشسته ايم


اي گل بر اين نواي غم انگيز ما ببخش

كز عالمي بريده و تنها نشسته ايم


تا همچو ماهتاب بيايي به بام قصر

مانند سايه در دل شب ها نشسته ايم


تا با هزار ناز كني يك نظر به ما

ما يكدل و هزار تمنا نشسته ايم


چون مرغ پر شكسته فريدون به كنج غم

سر زير پر كشيده و شكيبا نشسته ايم




 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/15ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط گل گریه |