تبليغاتX
اگر که قابل بدونید خونه دل جای شماست JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes

 

ستاره چشمانت در آسمان دلم ، فانوس راهم است وسعت دستان نجيبت ، تكيه گاه خستگی تو را چگونه معنا

كنم که اگر كلام تو نبود  آرامش  هم نبودتمامي اشكهايم را در

صندوقچه
ديده نگه داشتم تا بیایمن اشكهايم را از پستوي حيا

بيرون ريخته وبر شانه
هايمطمئن تو
بريزم .

   تو در ايثار خورشيد را ،

   در دل داشتن دريا را ،

   در بزرگواري آسمان را

  و در صلابت كوه را شرمنده كردي .

    تو اي سوار عشق و تو اي سوار مشرقي بودنت

   تجسم عيني آرزوهاي من است ،

   مرا درياب !

  و هنگامي كه تمامي اين كلمات را در زورقي ازاحساس پيچيده   و با تو گفتم ، تو نفهميدي كه اين ها همه براي توست . تو نفهميدي كه اين عابر خسته در حاشيه زندگي ات ، فقط با بودن تو تنها تك سوار دشت زندگی اش توان راه رفتن مي يابد .

اما تو فقط لبخند زدي و گفتي كه حرفم بي پايان است .

  من تا آن لحظه نمي دانستم پايانش چيست ؟

 اما اكنون مي گويم پايان آن آغاز شكست دل من است .

                  خوب من اين پايان هم تقديم تو باد ای !

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط گل گریه | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط گل گریه |